متن زيرانشاي يك دانش آموز مقطع سوم راهنمايي بنام خانم عاطفه حاتمي پورازشهرستان قم مي باشد.مابراي اين دانش آموزعزيز تلخابي آرزوي موفقيت وسربلندي داريم.
غروب آفتاب
ازخواب برمی خیزم و پنجره را بسوی خود می گشایم ومنظره زیبای بیرون از خانه را می نگرم . چه صبح زیبایی.با طلوع خورشیدزیبایی های دنیا جان دوباره می گیرد، پروانه ها بر روی گل ها به رقص درآمده وپرنده ها برروی شاخه ها دوباره آواز می دهند. پنجره را مي بندم آنگاه بسوی صحرا روانه می شوم.
چه نسیم زیبایی.بوی گل های محمدی از دور به مشام میرسد. گوسفندها را از اسطبل خارج کرده وبسوی تپه های بالای خانه حركت مي كنم.از دامنه تپه به دشت ها خيره مي شوم درآنجا كودكان را در حال بازي و خنده وشادي مي بينم. دردامنه كوه رودی را مي بينم كه که از پشت تپه سر چشمه می گیرد ازدور همچو الماس می درخشد .
کمی آب می نوشم ونفسی تازه میکنم وبه راه خود ادامه می دهم. به بالای تپه میرسم. کمیاستراحت میکنم .به آسمان می نگرم . با دیدن خورشید بالا ی سر خود فرارسیدن ظهررا می فهمم.
ازسبد خود تکه نان وخرمایی برمی دارم ومقداری شیر تازه می نوشم زمان به سرعت درحال گذراست.دیگرزمان برگشتن به خانه فرارسیده است.آری خورشید زیبا غروب می کند وزیبایی های صحرا کم کم زیر تاریکی شب پنهان می شود.آسمان رخت سیاه برتن می کند.
دردلم از خداوند مي پرسم خداياچراخورشید زمانی طلوع وزمانی ديگر غروب مي كند. چرا نمی گذاری باطلوع خورشید جهان زیبا بماند ودرهمین لحظه به غروب خورشید می نگرم آسمان رنگ سرخ برخود گرفته وپرندگان به سوی لانههای خود درحال پروازند.کمکم خورشيد درپشت كوهها پنهان مي شود و آسمان سیاه وستارگان پدیدارمی شوندباخود مي گويم چه زيباست تاريكي شب ودرخشش ستارگان، شايد ومن در اشتباهم. ناگهان شهاب سنگي را مي بينم كه سقوط مي كند آنگاه بياد سخن مادربزرگم ميافتم كه مي گفت هر ستاره اي كه سقوط مي كند يك نفر از دنيا مي رود. از خدا مي خواهم هيچ ستاره اي سقوط نكند تا انسانها شاد وخندان زندگي نمايند.
-
ترك به ياغي تعظيم نمي كند
قطعه شعر ذيل توسط شاعرمردمي آذربايجان جناب آقاي زليمخان يعقوب سروده شده وباصداي خوش خانم آزرين قرائت گرديده است. ضمن تشكر از هردوي اين بزرگواران با اندكي تغيير در متن شعرتوسط آقاي(بيليم) به لهجه خلجي تركي برگردانده شده است كه به علاقمندان تقديم مي كردد.
بوشعري آزربايجانلوخ يئكه شاعير زليمخان ياقوب/ Zelimxan Yaqub يازموش وآزرين خانوم/ Azerin Hanom هاوول ونارون سسي له هوقوموش بيز هراككي سينده دق تشككور ائتميش وبوشاعيرين شعرين بي هاز تئيشمك له خلج تورككوسي جئويرميشك سيزلركه ائتحاف ائتوروق.
علي اصغرجمراسي(بيليم)
توٍرك ياغيقا بويون اَيمز
Türk Yağıqa boyun əyməz
نئرده هؤندو بو پيسخابار
تورك ياغيقا بويون اَيمز
تاقولور شهر ياتور بالوق
تورك ياغيقا بويون ايمز.
nerdə höndü bu pis xabar
Türk Yağıqa boyun əyməz.
taqulur şəhər yatur baluq
Türk yağıqa boyun əyməz.
ادامه مطلب
http://www.4shared.com/file/142834012/3cf9407/balogom_06-hala_turkcesinde_iir-cemrasi.html
كتاب قارشوبالوققا سلام به زبان تركي خلجي با اصلاحات براي دومين بار چاپ ومنتشرشد

مشخصات كتاب
نام كتاب: قارشوبالوققا سلام
نويسنده: علي اصغر جمراسي
ناشر: انتشارات انديشه نو
طرح جلد: حوريه جمراسي
نوبت چاپ: دوم 1388
تيراژ: 1000
قيمت: 30000 ريال
مركز پخش: تهران،ميدان انقلاب،ابتداي خيابان كارگرشمالي،پاساژ فيروز،طبقه دوم انديشه نو،تلفن 66427371
شماره شابك: 8-32-6149-964-978
من«بيليم»م، بيلمِه كيمچه قالموشام
حيشَمَكي يُؤرَكيمه هاتمُوشام
شهرياردا، ماقُول ايلهام آلموشام
ياشاموشام تاتلوخ شيرين سُؤزُوله
دانُوشمُوشام توشومچا،من اؤزُومله
به ادامه مطلب مراجعه فرماييد:
ادامه مطلب
يالتاقلارين ايشيري
yaltaqlarıyn işiri
مردلركه نامرد اوماق،
آلچاقلارين ايشيري!
آلچاقلارو اوجالتماق ،
يالتاقلارين ايشي ري .
mərdlərkə namərd omaq
alçaqlarıyn işiri
alçaqlaru ucaltmaq
yaltaqlarıyn işiri
ادامه مطلب

